دستهایم بوی گل می داد مرا به جرم کندن گل محکوم کردن
اما هیچ کس فکر نکرد که شاید من یک گل کاشته باشم.
( ارنستو چگوارا )

+
yazilan ğünیکشنبه هفدهم دی 1385sət12:30 yazan دروغگو
|
براي اينكه صداي شكستن دلش شنيده نشود با صداي بلند مي خندد.
+
yazilan ğünسه شنبه دوازدهم دی 1385sət14:41 yazan دروغگو
|
مي گريم
براي دور شدن از خاطره ها
دو ركعت گريستن بر ياد ها
واجب است
تو هم گريه كن
گريه تنها مرهم زخم بي شفاي عشق است
دريغا كه عشق....
خوابي از خوابهاي خاكستر است
ديگر هيچ رد پايي از احساس
بر تن جاده عشق
باقي نمانده است
به تفسير جدايي رسيده ايم
بي باور و خسته
از عشق رنجيده ايم
مي گويند ،
هر كه از وادي عشق گذر كرد
از سنگ ناله شنيد
و از ستاره ،
هق هق گريه
گريه كن
من هم باتو
مي گريم
+
yazilan ğünسه شنبه دوازدهم دی 1385sət14:38 yazan دروغگو
|
چه قدر دوست داشتم تمام دلتنگي هاي اين روز ها را با كسی تقسيم مي كردم ، و يا كسي بود براي گوش دادن و درد دل كردن ، بماند
+
yazilan ğünسه شنبه دوازدهم دی 1385sət14:28 yazan دروغگو
|
اگر از پايان گرفتن غم هايت
نا اميد شده اي،
به خاطر بياور كه ...
زيبا ترين صبحي را كه تا به حال
تجربه كرده اي ،
مديون صبرت
در برابر سياه ترين شبي هستي ،
كه هيچ دليلي براي تمام شدن نمي ديد !
+
yazilan ğünسه شنبه دوازدهم دی 1385sət14:21 yazan دروغگو
|
ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي کرد بهت چي گفت ؟جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . توکوله بارت عشق ميزارم که بگذري، قلب ميزارم که جا بدي، اشک ميدم که همراهيت کنه، ومرگ که بدوني برميگردي پيشم.

+
yazilan ğünسه شنبه دوازدهم دی 1385sət14:17 yazan دروغگو
|